در زمان ورود به یک بازار جدید، وارد شدن به این بازار با قدرت زیاد و کامل یک موضوع مهم و حیاتی تلقی می شود. در غیر اینصورت، در صورتی که دیگر رقبای شما در این بازار در رابطه با استراتژیهای رشد خود با قدرت عمل کنند، بزودی شما به حاشیه رانده می شوید.

در تجربه ای که اخیرا برای برندینگ یک مرکز عرضه غذای فست فود داشتیم، به سه نکته مهم دست یافتیم که در این مطلب آنها را با شما به اشتراک می گذاریم:

 

1- بر تاثیر مصرف کننده متمرکز شوید.

کاربر نهایی محصول یا خدمت شما کسی است که در نهایت سرنوشت برند شما را تعیین می کند و معرفی و شناخت یک برند جدید همانند معرفی و شناخت یک فرد جدید می باشد: همواره تنها از یک فرصت برای ایجاد تاثیر اولیه برخوردار هستید. مردم همواره دارای عاداتی هستند که بر اساس تجربیات اولیه شکل گرفته اند، پس حتما توجه کنید که در اولین برخورد با یک مشتری تاثیری مثبت از خود بجای بگذارید که ناشی از محصول و خدمات با کیفیت و با ثبات شما هستند.

همواره سعی کنید بر رضایت مشتری تمرکز داشته باشید، چرا که این رضایت کلید تکرار خرید مشتری می باشد. مشتریان متوجه ارزش پیشنهاد شده به آنها را بخوبی درک کرده و این ارزش ارائه شده در دراز مدت تاثیر خود را بر جای می گذارد.

 

10012028-Background-concept-wordcloud-illustration-of-new-market-development-Stock-Illustration

 

2- شرایط شخصی سازی خدمات و … را فراهم بیاورید.

مشتریان شخصی سازی خدمات و … را به عنوان یک ارزش درک می کنند و فراهم آوردن فرصتی برای شخصی سازی در صورتی که بخوبی اجرا شود موجب رشد هر بخش و حوزه ای می شود.

در تجربه ای که به طور کوتاه در ابتدای این مطلب به آن اشاره کردم، ما مدل کسب و کار خودمان را بطور کامل با تکیه و تمرکز بر این خصوصیت برای شخصی سازی تدوین کردیم. در نتیجه بخوبی مشاهده کردیم که میزان علاقه به این مجموعه به شدت توسط کیفیت محصولات شخصی سازی شده ای که پیوسته قادر به ارائه آن با سرعت بالا به مشتری هستیم هدایت می شود. کسب و کارهای مختلف در هر حوزه ای از توجه بیشتر به این ویژگی می توانند به شدت منتفع شوند.

 

3- قابل پیش بینی بودن را سهل و آسان کنید.

ثبات و تداوم رویه برای یک برند موفق بسیار حیاتی می باشد. مصرف کننده گان اغلب نسب به استفاده از برند هایی آشنا تمایل بیشتری دارند، چرا که این برندها همواره تجربه ای یکسان و ثابت را برای آنها فراهم می آورند. به منظور برآورده ساختن این انتظار، عملیات روزانه و آمادگی برای آنها باید تسهیل شود تا برآورده کردن تقاضای مشتری سهل و آسان باشد. البته با ترکیب کردن نکته ای که در رابطه با شخصی سازی کردن در بالا به آن اشاره شد، پیش بینی تمایلات مشتری نیز تا حدودی غیر ممکن می شود.

در نمونه ای که به آن اشاره شد، برای اطمینان از قابلیت پیش بینی ما زیرساختی را ایجاد کردیم که ضمن سادگی به دور از هرگونه نقص و خطا بود. نظامی را تعبیه کردیم که در آن هر یک از شعب در کوچکترین جزئیات دقیقا عین یکدیگر بودند، به گونه ای فضای آماده کردن غذا مثل هم بودند، سبزیجات در یک اندازه مثل هم خرد می شدند و پیتزا های تحویل داده شده دارای ابعادی عینا مثل هم بودند. در چنین وضعیتی هر مشتری بخوبی می دانست که ما چه چیزی به وی تحویل می دهیم و البته ما هم می دانستیم که مشتری ما انتظار دریافت چه چیزی را دارد، به این ترتیب از هر دو طرف فرایند تعبیه شده به موضوع داشتن قابلیت پیشبینی توجه کرده بود.

داشتن ثبات رویه بطور قابل بحثی یکی از مهمترین ملاحظات برای ورود به هر بازاری می باشد. این روش کار اجازه می دهد تا کیفیت و بهره وری هر دو در کنار هم وجود داشته باشند.

توجه داشتن به این سه نکته در ارائه محصول و خدمات به مشتری به هر مجموعه و کسب و کاری در وارد شدن به یک بخش جدید از بازار کمک می کند و موجب بدست آوردن یک مشتری وفادار و داشتن یک مدل کسب و کار با ثبات رویه در دراز مدت می شود
منبع :
http://www.ibazaryabi.com/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF/#more-11368