شرکتهای بزرگ چگونه با یک پیام مناسب به برند سازی می پردازند؟

در مرحله برند سازی فاکتورهای مختلفی وجود دارد که کسب و کارها باید همواره مورد توجه قرار دهند. محتوای فوق العاده، رهبری فکری، بازاریابی متمایز و خدمات مشتری همه و همه جزء مواردی هستند که در این مرحله به ذهن خطور می کنند. در این بین مواردی وجود دارند که کمتر مورد توجه قرار می گیرند و از آن جمله می توان به محیط کار کارکنان، استراتژی های خروج و موقعیت مکانی اشاره کرد.

البته دلایلی هم وجود دارد که به برخی از فاکتورهایی که بیشتر در جلوی دید مشتری می باشد – همان مواردی که در ابتدای این مطلب به آن اشاره کردم- بیشتر توجه می شود. در برخی از شرکت ها عدم توجه به این موارد موجب گسست سریعتر و سقوط شرکت نسبت به موارد دیگر می شود. اگر یک کسب و کار در این عصر دیجیتال دارای هیچگونه محتوایی نباشد، دارای یک مجموعه فعالیت بازاریابی پیوسته و متمایز هم نیست و همچنین نسبت به خدمت به مشتریان خود نیز بی توجه می شود.

اما در اغلب مواقع یک کسب و کار بر بخش هایی از فرایند برند سازی (برندینگ) بیشتر توجه می کند که بر مشتری تمرکز دارد و نسبت به عوامل تاثیر گذار پشت صحنه غفلت می ورزد و مدیران اجرایی آن اصلا تصور نمی کنند که این موارد پشت صحنه اگر مهمتر از فاکتورهای متمرکز بر مشتری نباشند، حداقل از ارزشی برابر با آنها برخوردار هستند.

shutterstock_122255680

استراتژیهای خروج چه اهمیتی برای شما دارند؟

در اینجا ابتدا باید ببینیم هدف از راه اندازی یک شرکت چه بوده؟ برخی از مدیران ممکن است با امید راه اندازی یک کسب و کار و سپس فروش آن به شرکتهای بزرگتر اقدام به راه اندازی آن کرده باشند، یا اینکه مدیران از ابتدا خواهان انتقال آن به فرزندان خود بوده اند، یا اینکه حتی از ابتدا تصور می کردند که پس از راه اندازی آن کسب و کار می توانند برای گسترش آن اقدام به فروش سهام و سپس اداره کردن آن از طریق یک هیئت مدیره بنمایند.

البته فکر کردن به یک استراتژی خروج از ابتدای راه اندازی خیلی منطقی نیست، ولی اگر از دید سرمایه گذاری به این موضوع توجه کنیم، کاملا منطقی به نظر می رسد و حتی موجب داشتن یک مزیت رقابتی از لحاظ حفظ سرمایه نسبت به رقبا می شود.

اما در نگاه برندینگ این موضوع چه جایگاهی دارد؟

حتما می دانید که کسب و کارهایی که خواهان باقی ماندن در صحنه و بازار و دست به دست شدن از نسلی به نسل دیگر هستند نسبت به کسب و کارهایی که انتظار خریده شدن توسط یک شرکت بزرگتر را دارند، برای فرایند بازاریابی و جایگاه یابی خود به گونه ای متفاوت برنامه ریزی می کنند، و طبیعتاً با متفاوت بودن فرایند بازاریابی و جایگاه یابی شما فرایند برند سازی شما هم به گونه ای متفاوت پیش می رود که به عنوان نمونه می توان به بسیاری از شبکه های اجتماعی از جمله Ello اشاره کرد که پس از مدتی ناچار به فروخته شدن به برند های بزرگتر شد.

اهمیت غیر قابل انکار موقعیت مکانی

هر کسب و کار، حتی در این عصر دیجیتال، نیاز دارد از اهمیت این فاکتور مطلع باشد. از جمله موارد مهم در رابطه با این فاکتور، وضعیت حمل و نقل و البته شهر سازی در موقعیت مکانی می باشد که مرکز شما در آن واقع می شود. اگر این مکان از لحاظ امنیتی و یا حمل و نقل در موقعیت مناسبی قرار نگرفته باشد و شما برای توسعه کسب و کار خودتان به نیروی انسانی وابسته باشید، مطمئنا قادر به جذب استعداد های برتر در کسب و کار خودتان نیستید.

با توجه به این نکته، اگر همچنان تمایل دارید محل واقع شدن شرکت شما تغییر نکند، برای جبران این محدودیت می توانید با استفاده از اینترنت پر سرعت شرایطی را فراهم بیاورید که برخی از کارکنان شما از راه دور اقدام به انجام کارها بکنند. البته برای همه شرکتها انجام دادن کارهای تخصصی از راه دور امکان پذیر نیست، اما شرکتهایی که فن آوری محور هستند براحتی می توانند از این ویژگی بهره ببرند.

موفقیت و رضایت کارکنان

یک شرکت همواره به اندازه ای موفق است که کارکنان آن احساس موفق بودن بکنند. اگر کارکنان آن ناراحت باشند، از شغل خود متنفر باشند و آرزوی کار کردن در شرکت دیگری را داشته باشند، در نتیجه توانایی وارد کردن انرژی نو و تازه به داخل شرکت را نداشته و اینگونه موجب شکست شرکت می شوند.

در این رابطه می توانید به شرایط کاری موجود در شرکت گوگل، رفتار مدیریت آن با کارکنان و انتظار از آنها را مد نظر داشته باشید. توجه کنید که افراد شاغل اغلب ساعت عمده از هر روز خود را بجای منزل در محل کار خود می گذرانند، بنابراین اگر از بودن در آن رضایت داشته باشند، احتمال باقی ماندن آنها بیشتر شده و بهتر به فعالیت برای شرکت می پردازند
منبع :
http://www.ibazaryabi.com/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8/#more-11360