چند روز پیش در مورد کمپین تبلیغاتی روغن اویلا مطلبی به قلم دکتر محمدرضا ابراهیمی منتشر شد، همانطور که در ویدئوی موجود در این تبلیغ هم می توان مشاهده کرد به راحتی می توان دید که اویلا سعی دارد ویژگی بدون پالم بودن خود را به رخ بکشد و یک نوع روغن دیگر که دارای پالم هست و رنگ مات و غیر شفافی دارد در کنار روغن شفاف اویلا نمایش داده می شود. به این نوع از تبلیغات، تبلیغات مقایسه ای گفته می شود. هر چند احتمالا به خاطر مسائل حقوقی موجود در کشور ما امکان نام بردن مستقیم شرکت های رقیب وجود ندارد ولی شرکت ها همیشه سعی داشته اند که برتری ها خود نسبت به رقبا را به رخ بکشند.

در تبلیغات چاکلز نیز قبلا دیده ایم که چطور شخصیت کارتونی چاکلز ، شخصیت کارتونی شرکت چی توز را تحقیر می کند و به نوعی از تبلیغات مقایسه ای مناسب کودکان استفاده می کند.

برای اینکه کمی بیشتر ذهن خود را در مورد فوائد و مضرات این نوع تبلیغات به چالش بکشید یک نمونه واقعی که در کشور نروژ رخ داده است و اتفاقا در مورد روغن های گیاهی نیز هست را تشریح می کنیم و نظر شما را در مورد آن بدانیم

شرکت Green Food Norway  یک شرکت تولید کننده چیس و مواد غذایی روغن دار مانند تخمه آفتاب گردان و … است. که با برند chiplesh   محصولات خود را به بازار ارائه می کند و در بخش مرکزی نروژ سهم بازار بسیار خوبی دارد و برند معروف و محبوبی است.

آقای جاناتان موسس و مدیر عامل این شرکت است و سال های زیادی برای تاسیس آن زحمت کشیده و این شرکت بزرگ را از صفر  تا 100 خودش بنا کرده است. آقای جاناتان به مدیریت کسب وکار به روش سنتی اعتقاد دارد و به مفاهیمی مانند کیفیت بالا، سخت کار کردن و روراست بودن در کسب و کار اعتقاد شدیدی دارد و از طرفی معتقد به اصل آهسته و پیوسته رفتن است.

مایکل جوانترین پسر آقای جاناتان است و پس از اینکه مدرک مدیریت کسب وکار خودش را از یک دانشگاه معتبر دریافت کرده است با اشتیاق فراوان برای همکاری در کسب وکار پدرش برگشته است و شدیدا به روش های نوین مدیریتی در ادراه یک کسب وکار علاقه نشان می دهد.

مایکل پس از اینکه یک تحلیل SWOT را در مورد شرکت خودشان انجام داد به یک نتیجه رسید و آن تولید یک نوع محصول جدید بود. از آنجایی که شرکت آنها به محصولات و دانه های روغنی سروکار داشت به این نتیجه رسید که تولید روغن گیاهی بادام زمینی می تواند بازار خوبی به همراه داشته باشد. این تصمیم از سوی پدرش نیز به تصویب رسید و تولید روغن گیاهی بادام زمینی تحت نظارت واحد فنی شرکت شروع شد و محصول جدید با نام برند oilnut به بازار عرضه شد. این محصول فقط یک رقیب قوی در بازار نروژ دارد که با برندی به نام nutirer فعالیت می کند.

o-PEANUT-OIL-facebook

بعد از تولید موفقیت آمیز محصول مایکل به فکر کمپین تبلیغاتی این روغن بود و از آنجایی که به برتری کیفی محصول خودشان آگاهی کامل داشت تصمیم به استفاده از روش تبلیغات مقایسه ای گرفت  و در گام ابتدایی یک بنر محیطی برای مقایسه دو برند تهیه دید که نه تنها مزیت محصول خودشان را به تصویر می کشید بلکه به نوعی به تحقیر برند رقیب نیز می پرداخت.

با اینکه مایکل از تاثیر گذار بودن این تبلیغ مطمئن بود ولی پدرش با آن مخالفت می کرد و نام بردن از محصول رقیب را هر چند با قوانین نروژ مغایر نبود ولی مناسب نمیدانست و از مشکلات حقوقی که بعدا ممکن بود پیش آمد کند می ترسید. هر چند در نهایت پدر مایکل با مخالفت خود توانست جلوی این تبلیغ را بگیرد ولی سوالی که از شما خوانندگان عزیز میپرسیم این است که :

آیا در چنین شرایطی استفاده از تبلیغات مقایسه ای را مناسب می دانید؟

اگر تاثیر گذاری این تبلیغ قطعی باشد آیا می توان مشکلات حقوقی آینده را به جان خرید یا اینکه شما هم با نظر پدر مایکل موافقید؟

چه تبلیغات مقایسه ای را در کشور خودمان سراغ دارید؟

منبع :
http://www.ibazaryabi.com/%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C/#more-10870